بکاپ گیری از اطلاعات

شنبه 6 بهمن 1397
13:27
محمد

بکاپ گیری از اطلاعات

یکی از اساسی ترین مسایل برای فهم پشتیبان گیری (backup) و بازیابی (recovery) ، مفهومِ سطوح backup است و اینکه هر یک از این سطوح چه معنایی دارند.

فقدانِ درک صحیح از اینکه این سطوح چه هستند و چگونه به کار گرفته می شوند، منجر شده است که سازمان ها تجربه ناخوشایندی از پهنای باند و فضای ذخیره سازی به هدر رفته ای داشته باشند که جهت از دست نرفتن داده های مهم در بکاپ گیری از اطلاعات به آنها تحمیل می شود. همچنین درک این مفاهیم به هنگام انتخاب محصولات یا خدمات حفاظت از اطلاعات بسیار ضروری است.

Full backup

پشتیبان گیریِ کامل، شامل همه داده های کل سیستم می شود. بکاپ کامل از Windows system ، باید کپی هر یک از فایل ها بر روی هر درایو از ماشین یا VM را در برگیرد.

تنها چیزی که در پشتیبان گیری کامل حذف می شود، فایل هایی هستند که از طریق پیکربندی مستثنا می شوند. به طور مثال، اکثر ادمین های سیستم تصمیم می گیرند که دایرکتوری هایی را که در طول بازگردانی ارزشی ندارند (به طور مثال، /boot یا /dev) یا دایرکتوری های شامل فایل های موقتی (به طور مثال، C:\Windows\TEMP در ویندوز، یا /tmp در لینوکس) حذف شوند.

در مورد اینکه فرآیند بکاپ گیری از اطلاعات شامل چه فایل هایی باید شود، دو رویکرد وجود دارد: از همه چیز بکاپ بگیرید و چیزهایی را که می دانید به آنها نیاز ندارید را حذف کنید، یا اینکه تنها چیزی را که می خواهید از آن بکاپ بگیرید، انتخاب کنید. اولین رویکرد گزینه ای امن تر است و رویکرد دوم نیز منجر به صرفه جویی در فضای سیستم بکاپ گیری از اطلاعات شما خواهد شد. برخی معتقدند که بکاپ گیری از فایل های اپلیکیشن همچون دایرکتوری های شامل SQL Server یا Oracle ، بیهوده است و به سادگی در طول فرآیند بازگردانی، اپلیکیشن را دوباره بارگذاری می کنند. مشکل رویکرد اخیر این است که احتمال دارد شخصی داده ای ارزشمند را در یک دایرکتوری قرار دهد که برای پشتیبان گیری انتخاب نشده است. به فرض اگر شما تنها دایرکتوریِ home/ یا D:\Data را برای پشتیبان گیری برگزینید، چگونه سیستمِ بکاپ تشخیص خواهد داد که شخصی اطلاعاتی مهم را در دیگر دایرکتورها ذخیره کرده است؟ به همین دلیل، با وجود اینکه رویکرد اول فضای زیادتری را اشغال می کند، پشتیبان گیری از همه چیز روشی امن تر می باشد و تنها فایلهایی که نیازی ندارید، حذف می شوند. البته اگر شما یک محیطِ به شدت کنترل شده داشته باشید که در آن همه داده ها در مکانی مشخص بارگذاری شده باشند و راهکار هماهنگ شده ی مناسبی برای جابجایی سیستم عامل و اپلیکیشن ها در فرآیند بازگردانی داشته باشید، استفاده از راهکار دوم برایتان موثر خواهد بود.

Full Backup

از آنجایی که حجم عظیمی از داده ها باید کپی شوند، در این فرآیند زمان بسیاری صرف خواهد شد (در مقایسه با انواع دیگر از روش های بکاپ گیری از اطلاعات ، این روش 10 برابر زمان بیشتری را صرف می کند). در نتیجه در هر نوبتِ پشتیبان گیری، بارکاری قابل ملاحظه ای به شبکه تحمیل می شود و با عملیات روتینِ شبکه شما تداخل پیدا می کند. همچنین بکاپ گیری از اطلاعات به طور کامل حجم بالایی از فضای ذخیره سازی را نیز اشغال می کند.

به همین دلیل است که بکاپ گیری از اطلاعات به طور کامل تنها به صورت دوره ای گرفته خواهد شد و آن را با انواع دیگر بکاپ ترکیب می کنند.

فواید بکاپ گیری از اطلاعات به طور کامل:

  • ریکاوری سریعِ داده ها به هنگام رخدادِ یک disaster
  • مدیریت بهتر ذخیره سازی، از آنجایی که تمام مجموعه داده ها در یک فایل بکاپِ واحد ذخیره می شوند

معایب بکاپ گیری از اطلاعات به طور کامل:

با وجود اینکه بکاپ گیری از اطلاعات به طور کامل، مزیت های بالا را برای شما به ارمغان می آورد اما شامل نقاط ضعف بسیاری نیز هست:

  • اجرای بکاپِ کامل، زمان بسیاری زیادی را به خود اختصاص می دهد
  • شما نیاز به یک ذخیره ساز با ظرفیت بسیار بالا خواهید داشت تا بتواند همه بکاپ های شما را دربر گیرد
  • از آنجایی که هر فایلِ full backup شامل کل مجموعه داده های شماست (که اغلب محرمانه هستند)، اگر این داده ها به دسترسی شخصی فاقدِ صلاحیت برسند، کسب و کار شما دچار مخاطره می شود. هر چند اگر راهکار بکاپِ شما از ویژگی data protection پشتیبانی نماید، می توان از این خطرات پیشگیری نمود.

incremental backup (بکاپ افزایشی)

بکاپِ افزایشی معمولا از داده هایی پشتیبان می گیرد که از زمان آخرین بکاپِ گرفته شده (هر نوعی از بکاپ که باشد)، تغییری روی آنها صورت گرفته باشد. گرفتن یک بکاپِ کاملِ اولیه از پیش شرط های ایجادِ بکاپِ افزایشی است. و بسته به سیاست های ذخیره سازیِ بکاپ، پس از یک دوره زمانی معین به یک full backup جدید برای تکرار این سیکل نیاز است.

برخی از این نوع بکاپ ها، بکاپ های file-based هستند به این معنا که از همه فایلهایی که نسبت به آخرین زمان بکاپ تغییر کرده باشند، بکاپ تهیه می شود. در حالی که ما به روش های مختلف می کوشیم تا تاثیر I/O ناشی از بکاپها بر روی سرور (به خصوص به هنگام پشتیبان گیری از VM ها) را کاهش دهیم، در این شیوه بکاپ گیری از اطلاعات با چالشی در این مورد مواجه خواهیم شد. چرا که پشتیبان گیری از یک فایل 10GB که تنها 1 MB از آن تغییر کرده است، چندان کارآمد نیست.

به دلیل ناکارآمدی در شیوه file-based، اکثر کمپانی ها به سمت بکاپ افزایشیِ block-based رفته اند که در آن تنها از بلاک های تغییر یافته، بکاپ گرفته می شود. رایجترین روش برای انجام آن هنگامی است که از محصولات نرم افزاری بکاپ تهیه می شود، به طور مثال از VMware یا Hyper-V با استفاده از API هر یک از آنها، می توان پشتیبان تهیه نمود. هر App یک API مناسب خود را اعلام می کند که بکاپ افزایشیِ block-based را انجام می دهد.

Incremental Backup

بکاپ افزایشی از سرعت بالایی برخوردار است و در مقایسه با full backup، به فضای ذخیره سازیِ بسیار کمتری نیاز دارد. اما از آنجایی که در این شیوه به بازگردانیِ آخرین بکاپِ کامل و علاوه بر آن کل زنجیره بکاپ های افزایشی نیاز است، فرآیند ریکاوریِ آن مدت زمان بیشتری به طول می انجامد. اگر یکی از بکاپ های افزایشی در این زنجیره بکاپ از دست برود یا صدمه ببیند، ریکاوری کامل آن غیر ممکن خواهد شد.

فواید بکاپ افزایشی:

  • از آنجایی که تنها از داده های افزوده شده بکاپ تهیه می شود، فرآیند بکاپ گیری از اطلاعات سرعت بسیار بالایی دارد
  • به فضای ذخیره سازی کمتری نیاز است
  • هر کدام از این بکاپ های افزایشی یک نقطه بازیابی مجزا هستند

معایب بکاپ افزایشی:

  • هنگامی که شما نیاز داشته باشید، هم بکاپ کامل و هم همه ی بکاپ های افزایشی متوالی را بازگردانید، سرعت بازگردانیِ کامل داده ها پایین است
  • بازگردانیِ موفق داده ها به عدم نقص در تمامیِ بکاپ های افزایشی موجود در زنجیره وابسته است

Differential backup (بکاپ تفاضلی)

Differential backup راهکاری بینابینِ بکاپ افزایشی و بکاپ کامل است. همچون بکاپ افزایشی، در اینجا نیز نقطه آغاز بکاپ گیری از اطلاعات وجود یک بکاپ کامل اولیه است. سپس از همه داده ها که از زمان آخرین بکاپ کامل (full backup) تغییر کرده باشند، بکاپ گرفته می شود. در مقایسه با بکاپ های افزایشی، differential backup اکثر داده هایی که در بکاپ های اخیر تغییر کرده اند را ذخیره نمی کند، تنها داده هایی ذخیره می شوند که نسبت به بکاپ کامل اولیه تغییر کرده اند. بنابراین بکاپ کامل، نقطه مبنا برای بکاپ گیری متوالی است. در نتیجه بکاپ differential در مقایسه با بکاپ افزایشی، سرعت بازگردانی داده را افزایش می دهد چرا که تنها به دو قطعه بکاپ اولیه و آخرین بکاپِ differential نیاز است. این نوع از بکاپ گیری از اطلاعات در زمان استفاده از درایوهای tape رواج بسیاری داشت، چرا که تعداد tape های مورد نیاز برای بازگردانی را کاهش می داد. بازگردانی (restore) نیاز به آخرین بکاپ کامل در کنار آخرین differential backup و incremental backup دارد.

Differential Backup

ویژگی ها

از لحاظِ سرعتِ پشتیبان گیری/بازگردانی، بکاپ differential به عنوانِ راهکاری است که در میانِ دو راهکار بکاپِ کامل و بکاپ افزایشی قرار می گیرد:

  • عملیات بکاپ گیری از اطلاعات در آن کندتر از بکاپ افزایشی اما سریعتر از بکاپ کامل است
  • عملیات بازگردانیِ آن، آهسته تر از بکاپ کامل اما سریع تر از بکاپ افزایشی است

فضای ذخیره سازی لازم برای بکاپِ differential، حداقل در یک دوره مشخص، کمتر از فضای لازم برای بکاپِ کامل و بیشتر از فضای مورد نیاز برای بکاپ افزایشی است.

Mirror backup

این راهکار مشابه با بکاپ گیری از اطلاعات به طور کامل است. این نوع بکاپ گیری از اطلاعات، کپی دقیقی از مجموعه داده ها ایجاد می کند با این تفاوت که بدون ردیابیِ نسخه های مختلفِ فایل ها، تنها آخرین نسخه از داده در بکاپ ذخیره می شود.

بکاپِ Mirror ، فرآیند ایجاد کپی مستقیمی از فایل ها و فولدرهای انتخاب شده، در زمانی معین است. از آنجایی که فایل ها و فولدرها بدون هیچ گونه فشرده سازی در مقصد کپی می شود، سریع ترین انواع روش های بکاپ گیری از اطلاعات است. با وجود سرعت افزایش یافته در آن، نقاط ضعفی را نیز به همراه خواهد داشت: به فضای ذخیره سازی وسیعتری نیاز دارد و نمی تواند از طریق رمز عبور محافظت شود.

در این نوع از بکاپ گیری، هنگامی که فایل های بی کاربرد حذف می شوند، از روی بکاپِ mirror نیز حذف خواهند شد. بسیاری از خدماتِ بکاپ ، بکاپِ mirror را با حداقل 30 روز فرصت برای حذف پیشنهاد می کنند. به این معناست که به هنگام حذف یک فایل از منبع، آن فایل حداقل 30 روز بر روی storage server نگهداری می شود.

ویژگی ها

امتیازی که بکاپِ mirror در اختیار شما می گذارد، بکاپی درست است که شامل فایل های منسوخ شده و قدیمی نمی شود.

و اما معایب آن زمانی خود را نشان خواهد داد که فایل ها به صورت تصادفی یا به واسطه ویروس ها از منبع حذف شده باشند.

Reverse Incremental Backup (بکاپ افزایشی معکوس)

در این نوع بکاپ گیری از اطلاعات نیز برای شروع به یک بکاپ کامل اولیه نیاز است. پس از ایجاد بکاپِ کامل اولیه، هر بکاپ افزایشیِ موفق تغییرات را به نسخه پیشین اعمال می کند که در نتیجه آن در هر زمان یک بکاپ کاملِ جدید (به صورت مصنوعی) ایجاد می شود. در حالی که کماکان توانایی بازگشت به نسخه های پیشین وجود دارد. هر یک از بکاپ های افزایشیِ اعمال شده به بکاپ کامل، نیز ذخیره می شوند که در زنجیره ای از بکاپ ها، به طور مستمر در پشت سرِ بکاپ کاملِ به روز شده، در جریان هستند.

Reverse Incremental Backup

امتیاز اصلی در این نوع از بکاپ گیری فرآیند بازیابی کارآمدترِ آن است، چرا که بخش زیادی از جدیدترین نسخه های داده به بکاپ کامل اولیه اضافه می شود و نیازی ندارید بکاپ های افزایشی را در طول بازیابی بکار ببندید. در گیف زیر فرآیند اجرای این نوع بکاپ نشان داده شده است.

Reverse Incremental Backup

Smart backup (بکاپ هوشمند)

بکاپ هوشمند، ترکیبی از بکاپ های کامل، افزایشی و تفاضلی است. بسته به هدفی که در بکاپ گیری از اطلاعات در نظر دارید و همچنین فضای ذخیره سازیِ در دسترس، بکاپ هوشمند می تواند راهکاری کارآمد را ارائه دهد. جدول زیر ایده ای در رابطه با چگونگی کارکرد این نوع بکاپ، در اختیار شما می گذارد.

با استفاده از بکاپ هوشمند، همیشه می توانید تضمین نمایید که فضای ذخیره سازیِ کافی برای بکاپ های خود در اختیار دارید.

Continuous Data Protection (محافظت مستمر از داده)

بر خلاف بکاپ های دیگر که به صورت دوره ای انجام می شوند، CDP از هر تغییری در مجموعه داده های منبع log تهیه می کند که از سویی مشابه با بکاپِ mirror است. اختلاف CDP با mirror در این است که log مربوط به تغییرات برای بازیابیِ نسخه های قدیمی تر از داده می تواند بازیابی شود.

Synthetic Full Backup (بکاپ کامل ساختگی)

این نوع از بکاپ شباهت های بسیاری با بکاپ افزایشی معکوس دارد. اختلافِ آنها در چگونگی مدیریت داده هاست. بکاپ کامل مصنوعی با اجرای بکاپ کاملِ مرسوم آغاز می شود که در ادامه مجموعه ای از بکاپ ها افزایشی را در پی دارد. در زمانی معین، بکاپ های افزایشی هماهنگ می شوند و به بکاپ کاملِ موجود اعمال می شوند تا بکاپ کاملی را به طور مصنوعی و به عنوان یک نقطه شروعِ جدید ایجاد نمایند.

بکاپ کاملِ ساختگی، تمامی امتیازات یک بکاپ کامل را دارد، در حالی که زمان و فضای ذخیره سازیِ کمتری را صرف می کند.

Synthetic Full Backup

از جمله مزایای بهره وری از بکاپ کامل ساختگی عبارتند از:

  • عملیات بازیابی و بکاپ گیریِ سریع
  • مدیریتِ بهترِ ذخیره ساز
  • نیاز کمتر به فضای ذخیره سازی
  • یارهای کاریِ کمتر در شبکه

Forever-Incremental Backup

این راهکار با بکاپ افزایشی عادی متفاوت است. همچون اکثر راهکارهای پیشین برای شروع به یک بکاپ کامل اولیه به عنوان یک نقطه مرجع برای ردگیری تغییرات نیاز دارد. از آن لحظه، تنها بکاپ های افزایشی بدون هیچ گونه بکاپ کاملِ دوره ای ایجاد می شوند.

فرض کنید که شما بکاپ کامل را در روز شنبه ایجاد کردید. با شروع روز بعد، بکاپ های افزایشی به صورت روزانه ایجاد می شوند. در روز یکشنبه دو بلوک جدیدِ A و B در مجموعه داده های منبع ایجاد شده اند. در روز دوشنبه بلوک A حذف و بلوکِ جدید C بر روی منبع ایجاد شده است. در روز سه شنبه بلوک B حذف و بلوک جدید D ایجاد شده است. سیستمِ forever-incremental backup تمامیِ تغییرات روزانه را پیگیری می کند. حذف بلوک های داده تکراری تا فضای ذخیره سازی مورد نیاز برای بکاپ را کاهش دهد.

یا توجه به سیاست های ویژه در زمینه نگهداری بکاپ ها، پس از ایجادِ مجموعه ای از بکاپ های افزایشی، نقاط بکاپ گیری و بازیابیِ منقضی شده حذف می شوند تا فضای ذخیره سازیِ اشغال شده در backup repository آزاد شود.

امتیازاتی که روش بکاپ گیریِ forever-incremental نصیب شما خواهد کرد نیز مشابه با روشِ بکاپ کامل ساختگی است.

جمع بندی

در حقیقت راهکار بکاپ گیری از اطلاعات خوب یا بد وجود ندارد. باید در نظر بگیرید که چه نوعی از بکاپ گیری برای شما بهترین است و نیازهای ویژه ی سازمانِ شما را بر مبنای سیاست های محافظت از داده، ذخیره سازِ موجود، منابع، پهنای باند شبکه، نواحی داده ای مهم و …. برآورده می سازد.

توجه: برای وضوح تصاویر بر روی آن ها کلیک کنید.

منبع : http://irdatacenter.blogroz.ir/


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 4 ] [ امتیاز شما : ]

پروتکل HSRP چیست؟

چهارشنبه 5 دی 1397
16:40
محمد

در یک شبکه lan، اگر تمامی بسته ها به مقصد سگمنت های دیگر شبکه توسط روتری یکسان فرستاده شوند، هنگامی که gateway از کار بیافتد، همه ی هاست هایی که از آن روتر به عنوان next-hop پیش فرض استفاده می کنند در برقراری ارتباط با شبکه های خارجی موفق نخواهند بود. برای رفع این مشکل، سیسکو پروتکل اختصاصی HSRP را ارائه داده است که برای gateway ها در یک lan ، افزونگی ایجاد می کند تا قابلیت اطمینان شبکه را افزایش دهد.

پروتکل HSRP چیست؟

یکی از راه های دستیابی به uptime نزدیک به 100 درصد در شبکه، استفاده از پروتکل HSRP است که افزونگی را در شبکه های IP ، ارائه می دهد. HSRP تضمین خواهد کرد که به هنگام ایجاد خطا در دستگاه ها یا مدارهای دسترسی که در لبه (edge) شبکه قرار دارند، ترافیک های کاربر بلافاصله به بیرون شبکه ارسال شوند.

با به اشتراک گذاشتن یک آدرس IP و آدرس MAC (لایه 2) میان دو یا تعدادی بیشتری از روترها، آنها می توانند به عنوان یک روتر مجازیِ واحد (virtual router) عمل نمایند. روترهای عضو در این گروه، به طور مستمر برای رصد وضعیت روترهای دیگر پیام هایی را با یکدیگر مبادله می نمایند. در نتیجه هر روتر مسئولیت مسیریابی روتری دیگر را نیز بر عهده خواهد گرفت. و بر پایه این پروتکل، هاست ها می توانند بسته های IP را به آدرس MAC و IP پایداری ارسال نمایند.

HSRP

مکانیزم های پویا برای تشخیص روتر

در ادامه مکانیزم های موجود برای تشخیص روتر توسط هاست تشریح می شود. بسیاری از این مکانیزم ها منجر به تاب آوری (resiliency) بیشترِ شبکه نمی شوند. این مسئله به این معنا می تواند باشد که در ابتدا برای پروتکل ها قابلیت تاب آوریِ شبکه در نظر گرفته نمی شد یا اینکه اجرای پروتکل برای هر هاست از شبکه ممکن نبود. باید این را در نظر داشته باشید که بسیاری از هاست ها، تنها مجوز تنظیمِ default gateway را به شما می دهند.

Proxy Address Resolution Protocol

برخی از هاست ها از پروتکل (proxy Address Resolution Protocol (ARP برای انتخاب یک روتر استفاده می کنند. هنگامی که یک هاست proxy ARP را اجرا می کند، به منظور دستیابی به آدرس IP هاستی که قصد ارتباط با آن را دارد، یک درخواست ARP ارسال می کند. فرض کنید روتر A در شبکه، از طرف هاستِ مقصد پاسخ می دهد و آدرس MAC اش را در اختیار می گذارد. به واسطه ی پروتکل ARP ، هاست مبدا با هاست راه دور به گونه ای برخورد می کند که گویی به همان سگمنت از شبکه متصل است. اگر روتر A از کار بیافتد، هاست مبدا به ارسال بسته ها به هاست مقصد از طریق آدرس MAC مربوط به روتر A ادامه می دهد، با آنکه این بسته ها به مقصدی ارسال نمی شوند و از بین می روند. شما می توانید منتظر بمانید تا پروتکل ARP ، آدرس MAC یک روتر دیگر بر روی همان سگمنت ،به فرض روتر B ، را به دست آورد. آدرس روتر B از طریق ارسال یک درخواستِ دیگر ARP یا راه اندازی مجددِ هاست مبدا برای ارسال درخواست ARP به دست می آید. از طرف دیگر برای مدت زمانی قابل توجه، هاست مبدا نمی تواند با هاست راه دور ارتباط برقرار کند، با وجود اینکه انتقال بسته هایی که پیش از این توسط روتر A ارسال می شدند از طریق روتر B میسر می شود.

Dynamic Routing Protocol

برخی از هاست ها یک پروتکل مسیریابی پویا همچون (Routing Information Protocol (RIP یا (Open Shortest Path First (OSPF را اجرا می کنند تا روترها را بیابند. نقطه ضعفِ پروتکل RIP، سرعتِ کُندِ آن برای به کارگیری تغییرات در توپولوژی است. اجرای یک پروتکل مسیریابی پویا بر روی هر هاست، به دلایلی ممکن است، عملی نباشد. که این دلایل شاملِ administrative overhead ، processing overhead ، مسائل امنیت یا عدم امکانِ پیاده سازی پروتکل بر روی برخی از پلتفرم ها می شود.

(ICMP Router Discovery Protocol (IRDP

به هنگام عدم دسترسی پذیری به یک مسیر، برخی از هاست های جدیدتر از IRDP برای یافتن روتری جدید استفاده می کنند. هاستی که IRDP را اجرا می کند به پیام های multicast دریافت شده از روتر پیش فرضِ خود گوش فرا می دهد و هنگامی که پس از مدتی پیام های hello را دریافت نکند، از یک روتر جایگزین بهره می برد.

Dynamic Host Configuration Protocol

پروتکل DHCP مکانیزمی را برای انتقال اطلاعات کانفیگ به هاست ها بر روی شبکه TCP/IP ارائه می دهد. این اطلاعات کانفیگ معمولا شامل آدرس IP و default gateway می شود. اگر default gateway از کار بیافتد، هیچ مکانیزمی برای تغییر به روتری جایگزین وجود ندارد.

عملیات HSRP

در بسیاری از هاست ها تشخیص پویا پشتیبانی نمی شود. بنا به دلایلی که پیشتر ذکر شد، اجرای یک مکانیزم تشخیص پویای روتر بر روی هر هاست از شبکه نیز ممکن است تحقق پذیر نباشد. در نتیجه پروتکل HSRP برای این هاست ها failover service را فراهم می کند.

با استفاده از HSRP ، مجموعه ای از روترها به صورت همزمان فعالیت می کنند تا به عنوان یک روتر مجازی واحد به هاست های موجود بر روی LAN نشان داده می شوند. این مجموعه به عنوان گروه HSRP یا گروه standby شناخته می شوند. یک روترِ برگزیده از این گروه مسئولیت ارسال بسته هایی را بر عهده دارد که هاست ها به روتر مجازی می فرستند. این روتر به عنوان Active router شناخته می شود و روتر دیگر به عنوان Standby router انتخاب می شود. هنگامی که روتر Active از کار بیافتد، روتر standby وظایفِ ارسال بسته را بر عهده می گیرد. با وجود آنکه تعداد دلخواهی از روترها پروتکل HSRP را می توانند اجرا نمایند، تنها روتر Active ، بسته هایی را ارسال می کند که به روتر مجازی فرستاده شده اند.

برای به حداقل رساندن ترافیک شبکه، به محض اینکه پروتکل فرآیند انتخاب را کامل کرد، تنها روترهای Active و standby پیام های HSRP را به صورت دوره ای می فرستند. اگر روتر Active از کار بیافتد، روتر standby به عنوان روتر Active فعال خواهد شد. اگر یک روتر standby از کار بیافتد یا به یک روتر Active تبدیل شود، سپس روتر دیگری به عنوان روتر standby انتخاب می شود.

بر روی یک LAN مشخص، چندین گروه standby همزمان می توانند حضور و یا همپوشانی داشته باشند. هر گروه standby یک روتر مجازی را شبیه سازی می کنند. روتری مشخص ممکن است در چندین گروه شرکت داشته باشد. در چنین مواقعی، روتر تایمر و وضعیت هر گروه را به صورت جداگانه نگهداری می کند.

هر گروه standby یک آدرس MAC و یک آدرس IP دارد.

ارتباطات در HSRP

با استفاده از پروتکل HSRP سه نوع از پیام های multicast میان دستگاه ها رد و بدل می شود:

Hello – پیام hello میان دستگاه های Active و Standby ارسال می شود (به صورت پیش فرض هر 3 ثانیه). اگر دستگاه Standby به مدت 10 ثانیه از سمت Active پیامی دریافت نکند، خودش نقش Active را بر عهده خواهد گرفت.

Resign – پیام resign از طرف روترِ active فرستاده می شود، هنگامی که این روتر قرار است آفلاین شود یا به دلایلی از نقش Active صرف نظر کند. این پیام به روتر Standby می گوید که برای نقش Active آماده شود.

Coup – پیام coup هنگامی استفاده می شود که روتر Standby می خواهد به عنوان روتر Active فعال شود (preemption).

وضعیت روترها در HSRP

روترها در پروتکل HSRP در یکی از وضعیت های زیر قرار می گیرند:

Active – حالتی است که ترافیک در حال ارسال است.

Init یا Disabled – حالتی است که روتر آماده نیست یا قادر به شرکت در فرآیند HSRP نیست.

Learn – حالتی است که هنوز آدرس IP مجازی تعیین نشده است و پیام hello از طرف روتر Active دیده نشده است.

Listen – حالتی است که یک روتر پیام های hello را دریافت می کند.

Speak – حالتی است که روتر پیام های hello را می فرستد و دریافت می کند.

Standby – حالتی است که روتر آماده می شود تا وظایف ارسال ترافیکِ مربوط به روتر Active را بر عهده بگیرد.

ویژگی های HSRP

Preemption

ویژگیِ Preemption در HSRP بلافاصله روتری با حداکثر اولویت را به عنوان روتر Active فعال می سازد. اولویت روتر در ابتدا از طریق مقدار priority تعیین می شود که توسط شما تنظیم شده است و سپس به واسطه آدرس IP . هرچه این مقدار بیشتر باشد، اولویت بالاتر است.

وقتی که یک روتر با اولویت بیشتر حق تقدم می یابد، یک پیام coup می فرستد. هنگامی که یک روتر Active با اولویتی کمتر پیامِ coup یا پیامِ hello را از یک روتر با اولویتی بالاتر دریافت کند، به وضعیت speak تغییر می کند و یک پیامِ resign می فرستد.

Preempt Delay

این ویژگی منجر خواهد شد که فرآیند preemption برای مدت زمانی قابل تنظیم به تعویق بیافتد، و در نتیجه روترِ با اولویت بالا اجازه خواهد یافت که پیش از دریافت نقشِ Active، جدول routing خود را پُر نماید.

Interface Tracking

این ویژگی به شما اجازه خواهد داد که اینترفیسی را بر روی روتر، برای نظارت بر فرآیند HSRP تعیین نمایید تا اولویت HSRP را برای گروهی معین تغییر دهد.

اگر line protocol مربوط به اینترفیس مشخص شده down شود، اولویت HSRP مربوط به این روتر کاهش یافته است. در نتیجه به روتر دیگری با اولویت بالاتر اجازه داده می شود تا Active شود. برای اینکه از Interafece Tracking در HSRP استفاده نمایید دستور زیر را به کار برید:

[Standby [group] track interface [priority

Multiple HSRP Group

ویژگی MHSRP به نسخه 10.3 از Cisco IOS اضافه شد. این ویژگی به اشتراک گذاری load و افزونگی در شبکه را در اختیار می گذارد. و اجازه خواهد داد که روترهای افزونه به طور کامل مورد بهره برداری قرار گیرند. در حالی که روتری در نقش Active ترافیکِ یک گروهِ HSRP را ارسال می کند، در همان حال در گروهی دیگر می تواند در وضعیت standby یا listen قرار بگیرد.

آدرس MAC و IP مجازی

آدرس IP مجازی توسط ادمین شبکه کانفیگ می شود. هاست آدرسِ IP مربوط به default gateway خود را برابر با این آدرس IP مجازی خواهد گذاشت و در این حالت روترِ Active به آن پاسخ خواهد داد. آدرس MAC مجازی بر طبق الگوی زیر ایجاد می شود:

##.0000.0C07.AC

بخشِ 0000.0C مربوط به شناسه OUI شرکت Cisco است. بخشِ 07.AC ،شناسه ی اعمال شده برای پروتکلِ HSRP است و ## شناسه ی گروه HSRP است که توسط ادمین شبکه کانفیگ می شود.

**************

برای پروتکل HSRP دو نسخه ارائه شده است که با توجه به نوع سوئیچ لایه 3 یا روتری که در اختیار دارید، می توانید یکی از این دو نسخه را استفاده نمایید. در زیر جدول تفاوت این دو نسخه آورده شده است.

HSRPV1HSRPV2
Group Numbers0-2550-4095
Virtual MAC address0000.0c07.acXX (XX = group number)0000.0c9f.fxxx (XXX = group number)
Multicast Address224.0.0.2224.0.0.102

برای تنظیمِ پروتکل HSRP بر روی سوئیچ سیسکو لایه 3 و روتر سیسکو می توانید از این لینک کمک بگیرید.


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 4 ] [ امتیاز شما : ]

سرور G9

يکشنبه 6 آبان 1397
14:45
محمد

سرور G9 :

سرور DL380 G9

این سرور یکی از سرور های Rachmount شرکت اچ پی می باشد . کمپانی هیولت پاکارد این محصول را به گونه ای طراحی کرده است که بهترین عملکرد را در زمان اوج مصرف داشته باشد . DL380 G9 برای استفاده در هر محیطی ایده آل است و درصورت قرار گرفتن درون رک ، دو یونیت از فضای آن را اشغال می کند.

مزایا و قابلیت های سرور HP DL380 G9 :

**• قابلیت توسعه در شرایط کاری متفاوت

**• قابلیت بروز رسانی

**• قابلیت پیکربندی آسان

**• قابلیت دسترس پذیری آسان

**• پشتیبانی از یک گارانتی جامع


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 3 ] [ امتیاز شما : ]

زیرو کلاینت چیست؟

يکشنبه 15 مهر 1397
15:42
محمد

زیرو کلاینت چیست؟

زیروکلاینت (به انگلیسی: Zero Client) به سیستمی اطلاق می‌شود که برای تحقق وظایف محاسباتی خود به سرور (Server) وابسته است. این مفهوم در برابر فت کلاینت (به انگلیسی: Fat Client) و تین کلاینت (Thin Client) قرار می‌گیرد که طوری طراحی شده تا تمام نیازهای خود را خودش برآورده کند. وظایفی که توسط خدمات دهنده فراهم می‌شود مختلف است، از فراهم آوردن ساختار پایدار داده (برای مثال برای گره‌های بدون دیسک) گرفته تا پردازش اطلاعات.

زیرو کلاینت مانند جزئی از یک زیرساخت کامپیوتری گسترده است، که در این زیرساخت کلاینتهای زیادی قدرت محاسباتی خود را با یک سرور به اشتراک گذاشته‌اند.

در اصل زیرو کلاینت‌ها فاقد رم (Ram) و هارد (HDD) به شکل موجود در PCها و TCها هستند و به همین دلیل دارای ظاهری کوچک و سبک بوده و قیمت بسیار نازل تری نسبت به آنها دارد. این سیستم‌ها صرفاً در شبکه‌هایی قابل استفاده خواهند بود که دارای سرور بوده (Server Base) و از طریق سرور برای آنها محدوده کابری تعریف گردد.

زیرو کلاینت، تین کلاینت ، مینی پیسی و اکسس ترمینال چه هستند و چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟

  1. مینی پی سی: یعنی یک کامپیوتر شخصی کوچک و ضعیف که میتواند به تنهایی کار کند و دارای رم و سی پی یو و فضای ذخیره سازی است فقط کوچک شده و ضعیف شده ی یک رایانه ی معمولی است.
  2. تین کلاینت: همان مینی پی سی است ( اغلب، حتی کارشناسان امر و یا تولید کننده ها نیز این دستگاهها را با زیرو کلاینت اشتباه میگیرند)
  3. زیرو کلاینت: یک درگاه (درب و پنجره) است برای متصل شدن به یک رایانه ی مرکزی ، در واقع تمامی برنامه ها و سیستم عامل ها روی رایانه ی مرکزی نصب میشوند و کاربران از طریق این درگاه‌ها به آن رایانه ی مرکزی وصل شده و از آنها استفاده میکنند و منابع سخت افزاری مورد نیاز خود مانند RAM و CPU و فضای ذخیره سازی را از رایانه ی مرکزی میگیرند.

- دقت داشته باشید که منظور از کلمه ی زیرو اینست که این دستگاهها قابلیت ارائه هیچگونه سرویس مناسب برای کاربر را در غیاب یک سرویس دهنده ی اصلی ندارند- و یا به عبارت دیگر بدون وجود سرور قادر نیستند به نیازهای کاربر پاسخ گویند.

تفاوت زیرو کلاینت‌ها با یکدیگر در چیست؟

زیرو کلاینتها بسته به نوع ارتباطی که با کامپیوتر مرکزی برقرار میکنند و نحوه ی عملکردشان در چند خانواده ی متفاوت قرار میگیرند : انواع زیرو کلاینت

زیرو کلاینت های RDP : این زیرو کلاینت ها برای ارتباطشان با رایانه ی مرکزی از استاندارد
مایکروسافتی اتصال از راه ادور به نام RDP استفاده میکنند،
و میتوانند همگی به یک سیستم عامل یا چند سیستم عامل متصل شوند.
زیرو کلاینت های VDI : این زیرو کلاینت ها حتما به سرور و بستر سرور مجازی نیاز دارند
و با استفاده از پروتکل های PCoIP , ICA , HDX به سرور مجازی متصل میشوند
( بستر مجازی سیتریکس و یا وی ام ور) و از این طریق میتوانند میز کار مجازی کاربر
( Virtual Desktop) و یا برنامه های مخصوص هر کاربر را برای وی ارائه دهند.
زیرو کلاینت های DDP : این استاندارد که جدید ترین استاندارد در حوزه ی مجازی سازی
دسکتاپ میباشد، متعلق به کمپانی وی کلود پوینت است
و به اینصورت است که میتوان به یک کاربر یا یک مجموعه از کاربران یک سیستم عامل
اختصاص داد،
با حداقل منابع سخت افزاری مورد نیاز (میتوان یک رایانه ی رومیزی را در اختیار بیش از ۳۰ کاربر
قرار داد) و همینطور کمترین میزان مصرفف پنای باند شبکه.

( تفاوتهای بسیاری با استاندارد RDP دارد که به تفصیل در ادامه شرح داده خواهد شد)

زیرو کلاینت های رسیوری : این خانواده از زیرو کلاینت ها که خانواده ی پر جمعیتی هم هستند از

نظر تنوع برند و امکانات به این صورت عمل میکنند

که دستگاه زیرو کلاینت صرفا یکسری امکانات خاص را در اختیار کاربر قرار میدهد

بعنوان مثال: فقط یک مرورگر اینترنت در ختیار کاربر قرار میدهد –
یا : بر روی رایانه ی مرکزی یک نرم افزاری نصب میشود که آن نرم افزار صرفا تعدادیی برنامه
را در اختیار هر کاربر قرار میدهد.

هماگونه که رایانه های با یکدیگر از نظر قدرت و ظرفیت و اندازه و شکل ظاهری متفاوت هستند، همین تفاوت ها در تین کلاینت ها نیز میباشد

– در واقع تین کلاینت یا مینی پی سی هم همان رایانه ی معمولی هستند که فقط کوچکتر و ضعیف تر شده اند.

و همگی در خانواده ی رایانه های شخصی قرار میگیرند و مقایسه بین آنها همانند مقایسه بین رایانه های رومیزی میباشد یعنی مواردی از قبیل نوع و توان پردازنده، میزان و سرعت رم و مواردی از این دست در آنها مقایسه میشود و کاربری آنها یکسان است.

برای استفاده از راهکار VDI بهتر است از زیرو کلاینت های مبتنی بر ARM استفاده شود یا Tradici ؟

تفاوت پردازنده های ARM و Teradici

– در ابتدا به اختصار به معرفی دو کمپانی مذکور میپردازیم:

  • کپانی ترادیسی در سال ۲۰۰۴ در زمینه فشرده سازی صوت و تصویر و انتقال آن فعالیت خود را شروع کرده و در سال ۲۰۰۸ اولین چیپست خود را مبتنی بر پروتکل PCoIP به بازار ارائه نمود

که برای اولین بار توسط کمپانی های HP, Dell-Wyseدر تین کلاینتها و زیرو کلاینتها به کار برده شد.

  • کمپانی آرم از سال ۱۹۸۰ تا کنون مشغول به گسترش پردازنده های مبتنی بر تکنولوژی آرم است

که به دلیل مصرف انرژی پایین بیشتر در دستگاههای قابل حمل استفاده میشود

که با رشد روز افزون دستگاههای موبایل و نیاز به پردازنده های گرافیکی قویتر در آنها، این کمپانی از سال ۲۰۱۴ اقدام به مجتمع سازی پردازنده های قدرتمند گرافیکی در سی پی یو های خود کرده است،

که کمپانی هایی همچون APPLE در تراشه‌های اختصاصی خود، SAMSUNG در پردازنده‌های اگزینوس، NVIDIA در پردازشگرهای تگرا و Qualcomm در پردازنده‌های اسنپ‌دراگون خود از معماری قدرتمند آرم استفاده میکنند.

مقایسه پردازنده های ARM و Teradici

با پیشرفتی که در عرصه ی مجازی سازی در دهه ی اخیر شاهد آن بودیم

و همینطور پیشرفت دستگاههای موبایل، معماری آرم که به جرات میتوان گفت از نظر تعداد فروش، رتبه ی اول در بین تولید کننده های پردازنده ها را به خود اختصاص داده است،

(بیش از ۹۷ درصد از تلفن های هوشمند، بیش از ۹۰ درصد از هارد دیسک ها، بیش از ۶۰ درصد از تلوزیون ها و ستاپ باکس ها و …)

بر روی این موارد مصرف (مجازی سازی و سرور) متمرکز شده است

به طوریکه تا قبل از سال ۲۰۱۴ از نظر کیفیت صوت و تصویر ارسالی کمپانی ترادیسی پیشرو عرصه مجازی سازی دسکتاپ بود

اما پس از آن کمپانی آرم با قرار دادن قاابلیت نئون بر روی پردازنده های خود در کنار پردازش ۳۲ بیتی و استفاده از پردازنده های قدرتمند گراافیکی مالی ( Mali) بصورت مجتمع در پردازنده های خود موفق شد

گوی سبقت را در پردازش و فشرده سازی تصویر، از کمپانی ترادیسی برباید

و عملکرد بسیار خوبی حتی در تصاویر سه بعدی و همچنین صدای با کیفیت از خود نشان دهد،

البته ناگفته نماند که انتظاری غیر از هم این نبود، یعنی با توجه به سایز و قدرت کمپانی آرم چنانچه بازار هدف مناسبی پیدا کند

سعی در تصاحب آن بازار خواهد کرد

که با پیشینه ای که از این کمپانی وجود دارد، سعی آن منجر به نتیجه خواهد شد

، البته لازم بذکر است که در مصرف پهنای باند و فشرده سازی صوت و تصویر همچنان کمپانی ترادیسی با اندک فاصله ای پیشرو است،

یعنی در خصوص فشرده سازی تصویر چند درصدی بهتر عمل میکند، اما نه آنقدر ملموس است و نه آنقدر مهم که از کیفیت بالاتر تصویر آرم بگذریم

و همچنین قیمت بسیار پایین تر پردازنده های آرم که معلول بازار بسیار گسترده آنهاست نیز غیر قابل اجتناب است.

به طوریکه کمپانی مطرح HP در مدل پایین تر خود یعنی T310 از پردازنده Teradici

و در مدلهای بالاتر خود یعنی T410 از پردازنده های ARM استفاده کرده است

تا بتواند به لحاظ گرافیکی تجربه ای بهتر در اختیار مشتریان خود قرار دهد.

طبق گفته ی کمپانی VMware پردازنده های خانواده ARM (دارای ویژگی NEON) و Teradici هر دو میتوانند با بالاترین کیفیت در بستر هورایزن (Horizon) استفاده شوند.

منبع : wikipedia


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 4 ] [ امتیاز شما : ]

مزایای مجازی‌ سازی

چهارشنبه 11 مهر 1397
12:58
محمد

در علم کامپیوتر، مجازی‌سازی[۱] به ساخت نمونهٔ مجازی (غیر واقعی) از چیزهایی مثل پلتفرم سخت‌افزاری، سیستم عامل، وسایل ذخیره‌سازی یا منابع شبکه، گفته می‌شود.

مجازی‌سازی از یک نوع تفکر عمیق و اجرا کردن هر آنچه که در فکر و ذهن می‌گذرد و نهایتاً بدون وجود خارجی پیاده‌سازی می‌گردد. در علم کامپیوتر استفاده از تکنولوژی مجازی‌سازی باعث رشد و پیشرفت بسیار شده است. پیاده‌سازی دستگاه‌های سخت‌افزاری به صورت مجازی اما با همان عملکرد مزایای بسیاری را برای ما به به رهاورد کشیده است.

اصولاً نرم‌فزارها مجازی هستند چون ذات آنها فیزیکی نیست. از اینرو می‌توان گفت مجازی‌سازی در اکثر اوقات شکل نرم‌افزاری دارد؛ که البته بر روی یک سخت‌افزار خاص اجرا خواهد شد. طراحی و شبیه‌سازی انواع سوییچ‌ها، روترها، سرورها و ... از این دسته‌اند. شرکت‌هایی نیز در زمینه تولید سیستم‌های مجازی مشغول به کارند نظیر شرکت مایکروسافت با سیستم Hyper-V یا سیستم‌های مبتنی بر هسته لینوکس از جمله ESX.

مزایای مجازی‌ سازی

بطور کلی مزایای مجازی‌سازی شامل موارد ذیل است:

  1. کاهش هزینه خرید تجهیزات سخت‌افزاری زیاد
  2. متمرکز سازی
  3. کاهش هزینه‌های جاری نظیر برق، نگهداری، تعمیرات
  4. کاهش گرمای تولیدی توسط دستگاه‌ها
  5. عدم نیاز به فضای زیاد به نسبت حالت سنتی
  6. استفاده از بیشترین ظرفیت تجهیزات سخت‌افزاری
  7. جابجایی راحت
  8. پشتیبان‌گیری راحت از اطلاعات
  9. تسریع امور به خاطر وجود بالقوه دستگاه‌ها و عدم نیاز به صرف زمان برای خرید، نصب و آماده‌سازی
  10. امکان تنظیم و نصب سرورها و تجهیزات مجازی با استفاده از الگو و کپی برداری

منبع : مجازی سازی


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 3 ] [ امتیاز شما : ]

Hyper-V چیست ؟

دوشنبه 22 مرداد 1397
17:00
محمد

Hyper-V چیست ؟

مقدمه ای بر Hyper-V در ویندوز 10

Hyper-V همان Microsoft Virtual PC می باشد.

اگر شما یک توسعه دهنده نرم افزاری ، یک فرد حرفه ای در فناوری اطلاعات و یا از علاقمندان تکنولوژی هستید ، بسیاری از شما نیاز به اجرا کردن چند نوع سیستم عامل دارید. Hyper-V به شما اجازه می دهد چند سیستم عامل را به عنوان ماشین های مجازی در ویندوز اجرا کنید.

Hyper-V به طور خاص مجازی سازی سخت افزاری را فراهم می کند. این بدان معنی است که هر ماشین مجازی بر روی سخت افزار مجازی اجرا می شود. Hyper-V به شما اجازه می دهد دیسک های سخت افزاری مجازی، سوئیچ های مجازی و تعدادی از دستگاه های مجازی دیگر را که می توانید به ماشین های مجازی اضافه کنید ایجاد کنید.

دلایل استفاده از مجازی سازی

مجازی سازی به شما اجازه می دهد:

  • اجرای نرم افزار که نیاز به نسخه های قدیمی تر از سیستم عامل های ویندوز و یا غیر ویندوز دارد.
  • آزمایش با سیستم عامل های دیگر. Hyper-V محیطی بسیار آسان برای ایجاد و حذف سیستم عامل های مختلف ایجاد می کند.
  • تست نرم افزار روی چند سیستم عامل با استفاده از چندین ماشین مجازی. با Hyper-V ، شما میتوانید همه سیستم عامل ها را روی یک دسکتاپ یا کامپیوتر شخصی اجرا کنید. این ماشین های مجازی را می توان بیرون آورد و سپس وارد سیستم Hyper-V دیگر ، از جمله Azure کرد.

سیستم مورد نیاز :

Hyper-V در نسخه های 64 بیتی ویندوز Professiomal ، Enterprise و Education در ویندوز 8 و بعد از آن ، در دسترس است. این نسخه در ویندوز Home دردسترس نیست.

ارتقا از ویندوز 10 نسخه Home به ویندوز 10 نسخه Professional از طریق Opening Settings> Update and Security> Activation و خریداری یک ارتقا صورت می گیرد.

اکثر کامپیوتر ها Hyper-V را اجرا می کنند هرچند هر ماشین مجازی سازی یک سیستم عامل کاملا جداگانه را داراست. شما معمولا می توانید یک یا چند ماشین مجازی را روی یک کامپیوتر با 4 گیگابایت رم اجرا کنید ، هرچند به منابع بیشتری برای ماشین های مجازی اضافی و یا نصب و اجرای نرم افزارهای سنگین مانند بازی، ویرایش ویدئو و یا نرم افزار طراحی مهندسی نیز دارید.

سیستم عامل هایی که میتوانید در یک ماشین مجازی اجرا کنید :

Hyper-V در ویندوز از بسیاری از سیستم عامل های مختلف در یک ماشین مجازی از جمله نسخه های مختلف لینوکس، FreeBSD و ویندوز پشتیبانی می کند.

به عنوان یادآوری ، شما لایسنس معتبر برای هر سیستم عامل که در VM ها استفاده می کنید باید داشته باشید.

تفاوت های Hyper-V در ویندوز و Hyper-V در ویندوز سرور :

برخی از ویژگی های موجود در Hyper-V در ویندوز متفاوت از Hyper-V در حال اجرا بر روی ویندوز سرور هستند.

تنها ویژگی های Hyper-V موجوددر ویندوز سرور :

  • انتقال ماشین های مجازی از یک هاست به دیگر هاست ها.
  • Hyper-V Replica
  • Virtual Fiber Channel
  • SR-IOV networking
  • Shared .VHDX

تنها ویژگی های Hyper-V موجود در ویندوز 10 :

  • Quick Create and the VM Gallery
  • Default network (NAT switch)

مدل مدیریت حافظه برای Hyper-V روی ویندوز متفاوت است. روی سرور، حافظه Hyper-V مدیریت می شود با فرض این که تنها ماشین های مجازی در حال اجرا روی سرور هستند. در Hyper-V روی ویندوز ، مقداری از حافظه بر اساس نیاز های نرم افزاری ماشین های کاربری و مقداری برای اجرا کردن ماشین مجازی توسط هاست مورد استفاده قرار میگیرد.

محدودیت ها :

برنامه هایی که به سخت افزار خاص نیاز دارند، در یک ماشین مجازی خوب کار نخواهد کرد. به عنوان مثال، بازی ها یا برنامه هایی که نیاز به پردازش با GPU دارند ممکن است به خوبی کار نکنند. همچنین برنامه های وابسته به زمان های زیر 10 میلی ثانیه مثل برنامه های پخش زنده موزیک یا برنامه هایی با زمان دقت بالا ، می توانند در اجرا بر روی ماشین مجازی دچار اشکالاتی شوند.علاوه بر این، اگر شما Hyper-V را فعال کنید، برنامه های دارای حساسیت و دقت بالا نیز ممکن است هنگام اجرای روی هاست دچار مشکلاتی شوند.

این به این دلیل است که با مجازی سازی فعال شده ، سیستم عامل هاست نیز در بالای لایه مجازی سازی Hyper-V اجرا می شود، همانطور که سیستم عامل مهمان اجرا می شود. با این حال، بر خلاف مهمان ها، سیستم عامل هاست دارای این ویژگی است که به تمام سخت افزارها دسترسی مستقیم دارد، به این معنی که برنامه های کاربردی با نیازهای سخت افزاری خاص همچنان می توانند بدون مشکل در سیستم عامل هاست اجرا شوند.

گام بعدی :

نحوه ایجاد و پیکربندی ماشین مجازی در Hyper-V ویندوز سرور 2016

منبع : irdatacenter.roomfa.com


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 3 ] [ امتیاز شما : ]

معرفی SDS های شرکت HPE

دوشنبه 22 مرداد 1397
16:57
محمد

معرفی SDS های شرکت HPE
همانطور که می دانید امروزه از SDDC ها استفاده می شود که باعث کاهش هزینه و افزایش سرعت پیاده سازی می شوند. یکی ار مهمترین تکنولوژیهایی که باید در SDDC ها استفاده شود، SDS می باشد (Software Defined Storage) . به عنوان مثال می توان VSAN را در Vmware به عنوان SDS نام برد. شرکت HPE نیز بدین منظور Store Virtual را معرفی می کند، که در دو مدل مختلف تولید و به بازار عرضه می شود.
در حالت اول Virtual Storage Appliance می باشد که روی مجازی سازی Hypervisor پیاده سازی می شود. برای راه اندازی این مدل باید لایسنس StorVirtual VSA خریداری شود.
در مدل دوم Converged Solution Appliance تولید می شود که یک سخت افزار اختصاصی به منظور راه اندازی SDS می باشد و دستگاههای StoreVirtual در این حوزه قرار می گیرند.به عنوان مثال در این زمینه می توان Converged System 250 را نام برد که پلتفرم این دستگاه Apollo 2000 می باشد.
این SDS ها مبتنی بر سیستم عامل Lefthand می باشند که همان SAN iQ نامیده می شود.
تکنولوژی SDS مناسب برای مجازی سازی دسکتاپ و مجازی سازی می باشد و بسیار مقیاس پذیر هستند و باعث افزایش سرعت پیاده سازی می شوند.

منبع : irdatacenter.roomfa.com


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 4 ] [ امتیاز شما : ]

Hyper-Converged چیست؟

چهارشنبه 10 مرداد 1397
14:39
محمد

تعریف Hyper-Converged:
با توجه به افزایش سرعت IT امروزه بسیاری از سازمان ها نیاز به راه اندازی مجازی سازی و منابع پردازشی در زمان کمی دارند. منظور از Hyper-Converged استفاده از راه حلی می باشد که بتوان به سرعت منابع پردازشی، ذخیره سازی، شبکه ، مجازی سازی سرور ، مجازی سازی دسکتاپ ، مجازی سازی شبکه را در یک سازمان راه اندازی کرد. در واقع Hyper-converged تمامی موارد فوق را در یک دستگاه جمع آوری نموده است و بصورت Appliance در اختیار ما قرار می دهد و در مدت کمتر از 15 دقیقه می توانیم زیر ساخت های IT را در سازمان راه اندازی کنیم. شرکت HPE امروزه دستگاه 250 و 380 را برای hyper-converged می سازد و به بازار عرضه کرده است.
منبع : irdatacenter


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 3 ] [ امتیاز شما : ]

پردازنده های EPYC

چهارشنبه 10 مرداد 1397
14:37
محمد

معرفی پردازنده های EPYC که بر روی سرور های HPE DL385 G10 استفاده می شود.

این پردازنده ها نسبت به پردازنده های قدیمی تر 122 برابر پهنای باند بیشتری را برای Memory پوشش می دهند و 60 برابر I/O بیشتری را Support می کنند و تا 45 برابر هسته های بیشتری نسبت به محصولات مشابه رقبای خود دارند. این پردازنده های طراحی شده و بهینه شده برای مجازی سازی و Cloud می باشند. این پردازنده ها می توانند تا 32 هسته داشته باشند، تا 2 ترابایت RAM را در 8 کانال مجزا پوشش می دهند و برای اسلات های PCIe هم 128 لاین دارند. همچنین از مزیت های دیگر آنها این است که دارای یک سیستم امنیتی یکپارچه هستند که باعث محافظت از پردازش ها خواهد شد.
این پردازنده های دارای مدل های زیر می باشند:
7601
7551
7501
7451
7401
7351
7301
7281
7251
که پایین ترین مدل آن یعنی 7251 دارای 8 هسته می باشد و مدل 7601 دارای 32 هسته می باشد .تمامی این پردازنده ها 2 ترابایت Memory را پوشش می دهند و توان مصرفی آنها نیز بسته به مدل بین 120 تا 180 وات می باشد. همچنین Cache آنها نیز بین 32 تا 64 مگا بایت می باشد. از مهمترین مزیت های این پردازنده این این است که فاقد Chipset هستند و در واقع تمامی موارد درون Chipset بصورت یکپارچه درآمده است که همان معنی SOC را می دهد. روی سرور DL385 G10 می توان 2 پردازنده قرار داد. این پردازنده ها همانطور که در بالا ذکر شد بسیار مناسب برای مجازی سازی سرور می باشد و باعث می شود50 درصد کاهش هزینه به ازای هر ماشین مجازی داشته باشیم.

منبع : irdatacenter


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 3 ] [ امتیاز شما : ]

آشنایی با پروتکل STP

شنبه 30 تير 1397
10:24
محمد

Spanning Tree Protocol

سوئیچ های سیسکو با استفاده از پروتکل STP، از به وجود آمدن loop در شبکه جلوگیری می کنند. در یک LAN که دارای مسیر های redundant می باشد، اگر پروتکل STP فعال نباشد، باعث به وجود آمدن یک loop نامحدود در شبکه می شود. اگر در همان LAN پروتکل STP را فعال کنید، سوئیچ ها برخی از پورت ها را بلاک می کنند و اجازه نمی دهند اطلاعات از آن پورت ها عبور کنند.


پروتکل STP با توجه به دو معیار پورت ها را برای بلاک کردن انتخاب می کند:
• تمامی deviceهای موجود در LAN بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. درواقع STP تعداد پورت های کمی را بلاک می کند تا LAN به چند بخش که نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند، تقسیم نشود.
• Frame ها بعد از مدتی drop می شوند و به طور نامحدود در loop قرار نمی گیرند.
پروتکل STP تعادلی را در شبکه به وجود می آورد بطوریکه frame ها به هر کدام از device ها که لازم باشد می رسند بدون اینکه مشکلات loop به وجود آید.
پروتکل STP با چک کردن هر interface قبل از اینکه از طریق آن اطلاعات ارسال کند، از به وجود آمدن loop جلوگیری می کند. در این روند چک کردن اگر آن پورت داخل VLAN خود در وضعیت STP forwarding باشد، از آن پورت در حالت عادی استفاده می کند، اما اگر در وضعیت STP blocking باشد، ترافیک تمام کاربران را بلاک می کند و هیچ ترافیکی در آن VLAN را از آن پورت عبور نمی دهد.
توجه کنید که وضعیت STP یک پورت، اطلاعات دیگر مربوط به پورت را تغییر نمی دهد. برای مثال با تغییر وضعیت خود تغییری در وضعیت trunk/access و connected/notconnect ایجاد نمی کند. وضعیت STP یک مقدار جدا از وضعیت های قبلی دارد و اگر در حالت بلاک باشد پورت را از پایه غیر فعال می کند.

نیاز به پروتکل STP
پروتکل STP از وقوع سه مشکل رایج در LANهای Ethernet جلوگیری می کند. در نبود پروتکل STP ، بعضی از frame های Ethernet برای مدت زیادی (ساعت ها، روز ها و حتی برای همیشه اگر deviceهای LAN و لینک ها از کار نیوفتند) در یک loop داخل شبکه قرار می گیرند. سوئیچ های سیسکو به طور پیش فرض پروتکل STP را اجرا می کنند. توصیه می کنیم پروتکل STP را تا زمانی که تسلط کامل به آن ندارید، غیر فعال نکنید.

اگر یک frame درloop قرار بگیرد Broadcast storm به وجود می آید. Broadcast storm زمانی به وجود می آید که هر نوعی از frameهای Ethernet (مانند multicast frame،broadcast frame و unicast frameهایی که مقصدشان مشخص نیست) در loop بی نهایت داخل LAN قرار بگیرند. Broadcast stormها می توانند لینک های شبکه را با کپی های به وجود آمده از یک frame اشباع کنند و باعث از بین رفتن frameهای مفید شوند، و نیز با توجه به بار پردازشی مورد نیاز برای پردازش broadcast frameها، تاثیر قابل ملاحظه ای روی عملکرد deviceهای کاربران دارند.
تصویر 1-2 یک مثال ساده از Broadcast storm را نشان می دهد که در آن سیستمی که Bob نام دارد یک broadcast frame ارسال می کند. خط چین ها نحوه ارسال frameها توسط سوئیچ ها را در نبود STP نمایش می دهند.

در تصویر 1-2، frameها در جهت های مختلفی می چرخند، برای ساده تر شدن مثال فقط در یک جهت آنها را نمایش داده ایم.

در مفاهیم سوئیچ، سوئیچ ها در ارسال کردن broadcast farmeها، frameها را به تمام پورت ها به جز پورت فرستنده آن frame، ارسال می کنند. در تصویر 1-2، سوئیچ SW3، frame را به سوئیچ SW2 ارسال می کند، سوئیچ SW2 آن را برای سوئیچ SW1 ارسال می کند، سوئیچ SW1 نیز آن را برای SW3 ارسال می کند و به همین ترتیب این frame به سوئیچ SW2 ارسال می شود و داخل یک loop می چرخد.
زمانی که یک Broadcast storm اتفاق می افتد، frame ها مانند مثال بالا به چرخیدن ادامه می دهند تا زمانی که تغییراتی به وجود آید (شخصی یکی از پورت ها را خاموش کند، سوئیچ را reload کند یا کاری کند که loop از بین برود).
Broadcast storm همچنین باعث به وجود آمدن مشکل نا محسوسی به نام MAC table instability یا ناپیوستگی جدول مک می شود. MAC table instability بدین معنا است که جدول مک آدرس پیوسته در حال تغییر کردن می باشد، و علت آن این است کهframe هایی با مک آدرس یکسان از پورت های مختلفی وارد سوئیچ ها می شوند. به مثال زیر توجه کنید:
در تصویر 1-2 در ابتدا سوئیچ SW3 مک آدرس باب را که از طریق پورت Fa0/13 وارد سوئیچ شده، به جدول مک آدرس خود اضافه می کند:
0200.3333.3333 Fa0/13 VLAN 1
حالا فرایند switch learning را در نظر بگیرید در زمانی که frame در حال چرخش از سوئیچSW3 به سوئیچ SW2 ، سپس به سوئیچ SW1 و بعد از آن از طریق پورت G0/1 وارد سوئیچ SW3 می شود. سوئیچ SW3 می بیند که مک آدرس مبداء 0200.3333.3333 می باشد و از پورت G0/1 وارد سوئیچ شده است، جدول مک آدرس خود را به روز می کند:
0200.3333.3333 G0/1 VLAN 1
در این مورد سوئیچ SW3 هم دیگر نمی تواند به درستی frameها را به مک آدرس باب برساند. اگر در این حالت یک frame (خارج از frameهایی که در داخل loop افتاده اند) به سوئیچ SW3 برسد که مقصد آن باب باشد، سوئیچ SW3 اشتباها frame را روی پورت G0/1 به سوئیچ SW1 ارسال می کند، که این موضوع ترافیک زیادی را به وجود می آورد.
سومین مشکلی که Frame های در حال چرخش در یک broadcast storm ایجاد می کنند این است که کپی های مختلفی از یک frame به دست گیرنده می رسد. در تصویر 1-2 فرض کنید که باب یک frame را برای لاری ارسال کند در حالی که هیچ کدام از سوئیچ ها مک آدرس لاری را نمی دانند. سوئیچ ها frameها را به صورت unicast هایی که مک آدرس مقصدشان مشخص نیست، ارسال می کنند. زمانی که باب یک frame که مک آدرس مقصدش لاری است را ارسال می کند، سوئیچSW3 یک کپی از آن را به سوئیچ های SW1 و SW2 ارسال می کند. سوئیچ های SW1 و SW2 نیز frame را broadcast می کنند، این کپی ها باعث می شود که آن frame در داخل یک loop قرار گیرد. سوئیچ SW1 همچنین یک کپی از frame را به پورت Fa0/11 برای لاری ارسال می کند. در نتیجه لاری کپی های مختلفی از آن frame را دریافت می کند، که می تواند باعث از کار افتادن برنامه ای در سیستم لاری و یا مشکلات شبکه ای شود.

جدول زیر خلاصه ای از سه مشکل اساسی در شبکه ای که دارای redundancy است و STP در آن اجرا نمی شود را نشان می دهد:

پروتکل (STP (IEEE 802.1D دقیقا چه کار می کند؟
پروتکلSTP با قرار دادن هر یک از پورت های سوئیچ در وضعیت های forwarding و blocking از به وجود آمدن loop جلوگیری می کند. پورت هایی که در وضعیت forwarding هستند به صورت عادی فعالیت می کنند، frameها را ارسال و دریافت می کنند. اما پورت هایی که در وضعیت blocking قرار دارند به جز پیام های مربوط به پروتکل STP (و برخی دیگر از پیام هایی که برای پروتکل ها استفاده می شوند) ، هیچ frame دیگری را پردازش نمی کنند. این پورت ها frameهای کاربران را ارسال نمی کنند، مک آدرس frameهای ورودی را ذخیره نمی کنند و frameهای دریافتی از کاربران را نیز پردازش نمی کنند.
تصویر 2-2 راه حل استفاده از پروتکل STP (قرار دادن یکی از پورت های سوئیچ SW3 در وضعیت blocking) در مثال پیشین را نمایش می دهد:

همانطور که در مراحل زیر نشان داده شده، زمانی که باب یک broadcast را ارسال می کند، دیگر loop به وجود نمی آید:
• مرحله اول: باب frame را به سوئیچ SW3 ارسال می کند.
• مرحله دوم: سوئیچ SW3 این frame را فقط به سوئیچ SW1 ارسال می کند، دیگر به سوئیچ SW2 ارسال نمی شود چون پورت G0/2 در وضعیت blocking قرار دارد.
• مرحله سوم: سوئیچ SW1 این frame را روی پورت های Fa0/12 و G0/1 ارسال می کند.
• مرحله چهارم: سوئیچ SW2 این frame را روی پورت های Fa0/12 و G0/1 ارسال می کند.
• مرحله پنجم: سوئیچ SW3 به صورت فیزیکی یک frame را دریافت می کند، اما frame دریافتی از SW2 را به دلیل اینکه پورت G0/2 در سوئیچ SW3 در وضعیت blocking قرار دارد، نادیده می گیرد.
با استفاده از توپولوژی STP در تصویر 2-2، سوئیچ ها از لینک موجود بین SW2 و SW3 برای انتقال ترافیک استفاده نمی کنند. با این حال، اگر لینک بین SW3 و SW1 دچار مشکل شود، پروتکل STP پورت G0/2 را از وضعیت blocking به وضعیت forwarding تغییر می دهد و سوئیچ ها می توانند از آن لینکredundant استفاده کنند. در این موقعیت ها پروتکل STP با انجام فرایند هایی متوجه تغییرات در توپولوژی شبکه می شود و تشخیص می دهد که پورت ها نیاز به تغییر در وضعیتشان دارند و وضعیت آن ها را تغییر می دهد.

سوالاتی که احتمالا زهن شما را نیز مشغول کرده: پروتکل STP چگونه پورت ها را برای تغییر وضعیت انتخاب می کند و چرا این کار را می کند؟ چگونه وضعیت blocking را برای بهره مندی از مزایای لینک های redundant، به وضعیت forwarding تغییر می دهد؟ در ادامه به این سوالات پاسخ خواهیم داد.
پروتکل STP چگونه کار می کند؟
الگوریتم STP یک درخت پوشا (spanning tree) از پورت هایی که frameها را ارسال می کنند تشکیل می دهد. این ساختار درختی، مسیرهایی را برای رسیدن لینک های ethernet به هم مشخص می کند. (مانند پیمودن یک درخت واقعی که از ریشه درخت شروع می شود و تا برگ ها ادامه دارد)
توجه: STP قبل از اینکه در سوئیچ های LAN استفاده شود، در Ethernet bridgeها به کار رفته بود.
STP از فرایندی که بعضا spanning-tree algorithm)STA) نامیده می شود، استفاده می کند که در آن پورت هایی که باید در وضعیت forwarding قرار بگیرند را انتخاب می کند. STP پورت هایی که برای forwarding انتخاب نشدند را در وضعیت blocking قرار می دهد. در واقع پروتکل STP پورت هایی که در ارسال کردن اطلاعات باید فعال باشند را انتخاب می کند و پورت های باقی مانده را در وضعیت blocking قرار می دهد.
پروتکل STP برای قرار دادن پورت ها در حالت forwarding از سه مرحله استفاده می کند:
• پروتکل STP یک سوئیچ را به عنوان root انتخاب می کند و تمام پورت های فعال در آن سوئیچ را در وضعیت forwarding قرار می دهد.
• در هر کدام از سوئیچ های nonroot (همه ی سوئیچ ها به جز root)، پورتی که کمترین هزینه را برای رسیدن به سوئیچ root دارد (root cost)، به عنوان root port(RP) انتخاب می کند و آن ها را در وضعیت forwarding قرار می دهد.
• تعداد زیادی سوئیچ می توانند به یک بخش از Ethernet متصل شوند، اما در شبکه های مدرن، معمولا دو سوئیچ به هر لینک (بخش) متصل می شوند. در بین سوئیچ هایی که به یک لینک مشترک متصل هستند، پورت سوئیچی که root cost کمتری دارد در وضعیت forwarding قرار می گیرد. این سوئیچ ها را designated switch می نامند و پورت هایی که در وضعیت forwarding قرار گرفته را designated port)DP) می نامند.
باقی پورت ها در وضعیت blocking قرار می گیرند.

خلاصه ای از علت قرار گرفتن پورت ها در وضعیت های blocking و forwarding توسط پورتکل STP

Bridge و Hello BPDU
فرایند STA با انتخاب یک سوئیچ به عنوان root شروع می شود. برای اینکه روند انتخاب را بهتر متوجه شوید، شما باید با مفهوم پیام هایی که بین سوئیچ ها تبادل می شود به خوبی آشنا شوید و با فرمت شناساگری که برای شناسایی هر سوئیچ استفاده می شود آشنا باشید.
(STP bridge ID (BID یک مقدار 8 بایتی برای شناسایی هر سوئیچ می باشد. Bridge ID به دو بخش 2 بایتی که مشخص کننده اولویت و حق تقدم است و 6 بایتی که system ID نامیده می شود و همان مک آدرس هر سوئیچ است، تقسیم می شود. استفاده از مک آدرس این اطمینان را می دهد که bridge ID هر سوئیچ یکتا خواهد بود.
پیام هایی که برای تبادل اطلاعات مربوط به پروتکل STP بین سوئیچ ها استفاده می شود، bridge protocol data units )BPDU) نام دارد. رایج ترین BPDU ، که hello BPDU نام دارد، تعدادی از اطلاعات که شامل BID سوئیچ ها نیز می شود را لیست می کند و ارسال می کند. با استفاده از BID درج شده روی هر پیام، سوئیچ ها می توانند تشخیص دهند که هر پیام Hello BPDU از طرف کدام سوئیچ است.
جدول زیر اطلاعات کلیدی مربوط به Hello BPDU را نشان می دهد:

انتخاب سوئیچ root
سوئیچ ها با استفاده از BIDهای موجود در پیام های BPDU، سوئیچ root را انتخاب می کنند. سوئیچی که عدد BID آن مقدار کمتری را داشته باشد به عنوان سوئیچ root انتخاب می شود. با توجه به اینکه بخش اول عدد BID مقدار اولویت می باشد، سوئیچی که مقدار اولویت پایین تری داشته باشد به عنوان سوئیچ root انتخاب می شود. برای مثال اگر سوئیچ های اول و دوم به ترتیب دارای اولویت های 4096 و 8192 باشند، بدون در نظر گرفتن مک آدرس سوئیچ ها که در به وجود آمدن BID هر سوئیچ موثر است، سوئیچ اول به عنوان سوئیچ root انتخاب خواهد شد.
اگر مقدار اولویت دو سوئیچ برابر شد، سوئیچی که مک آدرس آن مقدار کمتری را داشته باشد به عنوان سوئیچ root انتخاب می شود. در این حالت به علت یکتا بودن مک آدرس، حتما یک سوئیچ انتخاب خواهد شد. پس اگر مقدار اولویت دو سوئیچ برابر باشد و مک آدرس آنها 0200.0000.0000 و 0911.1111.1111 باشد، سوئیچی که دارای مک آدرس 0200.0000.0000 است، به عنوان سوئیچ root انتخاب می شود.
مقدار اولویت مضربی از 4096 است و به صورت پیش فرض برای همه ی سوئیچ ها مقدار 32768 را دارد. از آنجایی که مک آدرس سوئیچ ها معیار مناسبی برای انتخاب سوئیچ root نمی باشد بهتر است به صورت دستی مقدار اولویت را تغییر دهیم تا سوئیچی که می خواهیم به عنوان سوئیچ root انتخاب شود.
در فرایند انتخاب سوئیچ root، سوئیچ ها از طریق فرستادن پیام های Hello BPDU که BID خود را در این پیام ها به عنوان root BID قرار داده اند، سعی می کنند خود را به عنوان سوئیچ root به سوئیچ های مجاور خود معرفی کنند. اگر یک سوئیچ پیامی را دریافت کند که BID کمتری نسبت به BID خودش داشته باشد، آن سوئیچ دیگر خود را به عنوان سوئیچ root معرفی نمی کند، به جای آن شروع به ارسال پیام دریافتی که دارای BID بهتری است می کند (مانند رقابت های انتخاباتی که یک نامزد به نفع نامزد هم حزبش که موقعیت بهتری دارد، از رقابت در انتخابات خارج می شود). در نهایت تمامی سوئیچ ها به یک نظر نهایی می رسند که کدام سوئیچ BID کمتری دارد و همه آن سوئیچ را به عنوان سوئیچ root انتخاب می کنند.
توجه : در مقایسه دو پیام Hello با هم، پیامی که BID کمتری دارد، superior Hello و پیامی که BID بیشتری دارد، inferior Hello نام دارد.

تصویر 3-2 آغاز فرایند انتخاب سوئیچ root را نشان می دهد، در ابتدای این فرایند SW1 همانند باقی سوئیچ ها خود را به عنوان سوئیچ root معرفی می کند. SW2 پس از دریافت Hello مربوط به SW1 متوجه می شود که SW1 شرایط بهتری را برای root بودن دارد، پس شروع به ارسال Hello دریافتی از SW1 می کند. در این حالت سوئیچ SW1 خود را به عنوان root معرفی می کند و SW2 نیز با آن موافقت می کند اما سوئیچ SW3 هنوز سعی می کند که خود را به عنوان سوئیچ root معرفی کند و Hello BPDUهای خود را ارسال می کند.

دو نامزد هنوز باقی ماندند:SW1 و SW3. از آنجایی که SW1 مقدار BID کمتری دارد، SW3 پس از دریافت BPDU مربوط به SW1، SW1 را به عنوان سوئیچ root می پذیرد و به جای BPDU خود، BPDU دریافتی از SW1 را به سوئیچ های مجاور ارسال می کند.

پس از اینکه فرایند انتخاب تکمیل شد، فقط سوئیچ root به تولید پیام های Hello BPDU ادامه می دهد. سوئیچ های دیگر این پیام ها را دریافت می کنند و BID فرستنده و root costرا تغییر می دهند و به باقی پورت ها ارسال می کنند. در تصویر 4-2، در قدم اول سوئیچ SW1 پیام های Hello را ارسال می کند، در قدم دوم سوئیچ های SW2 و SW3 به صورت مستقل تغییرات را روی پیام های دریافتی اعمال می کنند و آن ها را روی پورت های خود ارسال می کنند.
برای اینکه بخواهیم مقایسه BID را خلاصه کنیم، BID را به بخش های تشکیل دهنده ان تقسیم می کنیم، سپس به صورت زیر مقایسه می کنیم:
• اولویتی که کمترین مقدار را دارد
• اگر مقدار اولویت آن ها برابر باشد، سوئیچی که مک ادرسش کمترین مقدار را دارد

انتخاب Root Port برای هر سوئیچ
در مرحله ی بعدی، پس از انتخاب سوئیچ root، پروتکل STP برای سوئیچ های nonroot (همه ی سوئیچ ها به جز سوئیچ root) یک root port )RP) انتخاب می کند. RP هر سوئیچ، پورتی است که کمترین هزینه را برای رسیدن به سوئیچ root دارد.
احتمالا عبارت هزینه برای همه ی ما در انتخاب مسیر بهتر، روشن و مشخص باشد. اگر به دیاگرام شبکه ای که در آن سوئیچ root و هزینه ارسال اطلاعات روی هر پورت مشخص باشد توجه کنید، می توانید هزینه برقراری ارتباط با سوئیچ root را برای هر پورت به دست آورید. توجه کنید که سوئیچ ها برای به دست آوردن هزینه برقراری ارتباط با سوئیچ root، از دیاگرام شبکه استفاده نمی کنند، صرفا استفاده از آن برای درک این موضوع به ما کمک می کند.
تصویر 5-2 همان سوئیچ های مثال پیشین که در آن سوئیچ root و هزینه ی رسیدن به سوئیچ root را برای پورت های سوئیچ SW3 نشان می دهد.

سوئیچ SW3 برای ارسال frameها به سوئیچ root، می تواند از دو مسیر استفاده کند: مسیر مستقیم که از پورت G0/1 خارج می شود و به سوئیچ root می رسد، و مسیر غیر مستقیمی که از پورت G0/2 خارج می شود و از طریق SW2 به سوئیچ root می رسد. برای هر یک از پورت ها، هزینه ی رسیدن به سوئیچ root برابر است با مجموع هزینه ی خروج از پورت هایی که frame ارسالی، برای رسیدن به سوئیچ root از آن ها عبور می کند (در این محاسبه، هزینه ورود آن frame به پورت ها حساب نمی شود). همانطور که مشاهده می کنید، مجموع هزینه ی مسیر مستقیم که از پورت G0/1 سوئیچ SW3 خارج می شود برابر 5 است، و مسیر دیگر دارای مجموع هزینه ی 8 می باشد. از آنجایی که پورت G0/1، بخشی از مسیری است که هزینه ی کمتری برای رسیدن به سوئیچ root دارد، سوئیچ SW3 این پورت را به عنوان root port انتخاب می کند.
سوئیچ ها با سپری کردن فرایندی متفاوت به همین نتیجه می رسند. آنها هزینه خروج از پورت خود را به root cost موجود در Hello BPDU ورودی از همان پورت اضافه می کنند و هزینه رسیدن به سوئیچ root از طریق آن پورت را به دست می آورند. هزینه خروج از هر پورت در پروتکل STP یک عدد صحیح (integer) می باشد که به هر پورت در هر VLAN اختصاص می یابد، تا پروتکل STP با استفاده از این مقیاس اندازه گیری بتواند تصمیم بگیرد که کدام پورت را به توپولوژی خود اضافه کند. در این فرایند سوئیچ ها، root cost سوئیچ های مجاور را که از طریق Hello BPDUهای دریافتی به دست می آورند، بررسی می کنند.

تصویر 6-2 یک مثالی از چگونگی محاسبه بهترین root cost و سپس انتخاب آن به عنوان root port را نشان می دهد. اگر به تصویر توجه کنید، خواهید دید که سوئیچ root پیام هایی(Hello) که root cost آن ها برابر صفر می باشد را ارسال می کند. هزینه رسیدن به سوئیچ root از طریق پورت های سوئیچ root برابر با صفر است.
در ادامه به سمت چپ تصویر توجه کنید که سوئیچ SW3، root cost دریافتی از طریق SW1 را (که برابر صفر است) با هزینه ی خروج از پورت G0/1 که آن Hello را دریافت کرده (5) جمع می کند و هزینه ارسال اطلاعات از طریق این پورت را به دست می آورد.
در سمت راست تصویر، سوئیچ SW2 متوجه شده که root cost آن برابر با 4 است. پس زمانی که SW2 یک Hello برای SW3 ارسال می کند، مقدار root cost آن را 4 قرار می دهد. در سمت دیگرهزینه ارسال اطلاعات از طریق پورت G0/2 در سوئیچ SW3 برابر 4 است، از اینرو سوئیچ SW3 این دو مقدار را با هم جمع می کند و به این نتیجه می رسد که هزینه ی رسیدن به سوئیچ root از طریق پورت G0/2 برابر 8 است.
با توجه به نتایج به دست آمده از آنجایی که پورت G0/1 نسبت به پورت G0/2 هزینه ی کمتری برای رسیدن به سوئیچ root دارد، پس سوئیچ SW3 پورت G0/1 را به عنوان RP انتخاب می کند. سوئیچ SW2 نیزبا گذراندن همین فرایند پورت G0/2 را به عنوان RP انتخاب می کند. سپس تمام سوئیچ ها، root port های خود را در وضعیت forwarding قرار می دهند.

انتخاب Designated Port در هر LAN segment (پورت کاندید)
پس از انتخاب سوئیچ root، در سوئیچ های nonroot، تمام root portها را مشخص کردیم و آنها را در وضعیت forwarding قرار دادیم. مرحله نهایی پروتکل STP برای تکمیل توپولوژی STP، انتخاب designated port در هر LAN segment است. در هر بخش(segment) از LAN، پورت سوئیچی که کمترین root cost را دارد و به آن بخش از LAN متصل است Designated port )DP) نامیده می شود. زمانی که یک سوئیچ nonroot می خواهد که یک Hello را ارسال کند، هزینه رسیدن به سوئیچ root را در root cost آن پیام قرار می دهد و ارسال می کند. دراینصورت پورت سوئیچی که کمترین هزینه را برای رسیدن به root دارد، در میان تمام سوئیچ هایی که به آن بخش متصل هستند، به عنوان DP در آن بخش شناخته می شود. در این مرحله اگر هزینه سوئیچ ها برای رسیدن به سوئیچ root برابر بود، پورت سوئیچی که BID کمتری دارد را به عنوان DP انتخاب می کنیم.
در تصویر 4-2 پورت G0/1 در سوئیچ SW2 که به سوئیچ SW3 متصل است، به عنوان DP انتخاب می شود.
پس از انتخاب DPها، تمام آن ها را در وضعیت forwarding قرار می دهیم.
مثالی که در تصاویر 3-2 تا 6-2 به نمایش گذاشته شد، تنها پورتی که نیازی ندارد تا در وضعیت forwarding قرار بگیرد، پورت G0/2 در سوئیچ SW3 است. درنهایت فرایند پروتکل STP کامل شد و جدول زیر وضعیت نهایی هر پورت و علت قرار گرفتن در آن وضعیت را نشان می دهد:

به صورت خلاصه اگر بخواهیم توضیح دهیم، در فرایند اجرای پروتکل STP:
• در قدم اول سوئیچ root انتخاب می شود که ابتدا تمام سوئیچ ها سعی می کنند خود را به عنوان root معرفی کنند، سپس سوئیچی که رقم BID آن مقدار کمتری را داشته باشد به عنوان سوئیچ root انتخاب خواهد شد.
• در قدم دوم برای هر سوئیچ، پورتی که کمترین هزینه برای رسیدن به سوئیچ root دارد را به عنوان root port انتخاب می شود. سپس همه ی root portها را در وضعیت forwarding قرار می گیرند.
• در قدم سوم پورت های کاندید انتخاب می شوند و در وضعیت forwarding قرار می گیرند. در نهایت پورت هایی که وضعیتشان مشخص نشده در وضعیت blocking قرار می گیرند.

منبع : irdatacenter


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 3 ] [ امتیاز شما : ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به دیتا سنتر است. | قدرت گرفته از Blogroz.ir| طراح قالب Blogroz.ir
× بستن تبلیغات